دعاوی شرم اور جنسی وقتی پای خسارت بیمه در کار باشد – نیره رهگذر

دعاوی شرم اور جنسی وقتی پای خسارت بیمه در کار باشد – نیره رهگذر

اخبار ایرانیان کانادا _IRca News- پنج شنبه 27 آوریل 2017 – 7 اردی بهشت 96

Insurance claims and sexual activity  

قصه های نیره رهگذر
اندر احوالات شغل ما
*********************

نیره رهگذر
نیره رهگذر

شغل من مترجمی است. برای پارسی زبانان ، در دوایر مختلف تورنتو کانادا ، از بازداشتگاه های مختلف گرفته تا اداره پلیس، شرکت های بیمه، مدارس، دادگاه ها، بیمارستانها و یک مورد جراحی باز مغز، و خانه های خصوصی مردم که گاهی با روی خوش داخل می شویم و گاه با بگیر و ببند و پلیس و مشاور و نمایندگان قانون. برای کار ترجمه به همه اینها سر کشیده ام و شاهد ماجراهای، عجیب و غریبی بودم وهستم.
بخشی از ماموریت های من برای ترجمه ، در ارتباط با شکایت ها ی بیمه گذاران از شرکت های بیمه بخاطر تصادفات است .
طبق قانون در ایالت انتاریو ، کانادا ، اشخاص بعد از تصادف ، برای معالجات جسمی و روانی و خسارت های اجتماعی مثل بیکاری و کناره گیری از ورزش و سرگرمی های اجتماعی ،و ناتوانی از انجام کارهای جاری میتوانند از شرکت بیمه ادعای خسارت بکنند ، در نتیجه پرونده های قطور ادعای خسارت هم شهری ها، از همین جا شکل میگیرد .
بغیر از تصادف های سخت که کار به جراحی و شکستگی استخوان و غیره کشیده میشود، بیشتر دعاوی بر علیه شرکت های بیمه ، شکایت از کمردرد و گردن درد و اشکالات روانی مثل افسردگی است ،راست یا دروغ ، من در مسند قضاوت نیستم !.
این دوستان در بازجویی با وکلای شرکت های بیمه باید به سوالهای بسیاری جواب بدهند ، تعداد زیادی از این سوال ها در ارتباط با زندگی جنسی انهاست ، مثل ، کم و زیاد شدن میل جنسی ، ناتوانی های جنسی ، نحوه اجرا ،،،،تعداد دفعات در هفته و ماه و بسیاری دیگر در این مقوله .
بسیاری از اقایان ، جوابهاشان شبیه به هم است ، همانها که به سختی در راهرو این مراکز راه میروند ، اصلا قادر به خم شدن نیستند ، قدمهای میلی متری بر میدارند ،و حتی یک پاکت نامه را هم نمیتوانند دست بگیرند ، – وقتی سوال میشود که آیا توانایی جنسی شما بعد از تصادف کاهش پیداکرده ، طوری برخورد میکنند که انگار به مردانگی انها اهانت شده ، صدایشان کلفت تر میشود که : نخیر هیچ تغییری نکرده و مثل سابق ، من ، مشکلی ندارم ، هرشب ، شبی چندبار هم میتونم . در بازجویی های کتبی ،
گاهی اوقات با چهار صد سوال روبرو هستیم که نزدیک به دویست تای ان با پیچش های موذیانه گرامی مربوط به سکس است . این دوستان از موضع توانایی خودشان نزول نمیکنند و با وجود کمردردی که از حرکت و کارکردن بازشان داشته ، اظهاراتی میکنند که من رو شرمنده میکنند …… پس از سالها تجربه کاری ،جوابها را نشنیده از حفظ هستم ، خلاصه اینکه : مردان قوم مااز نظر جنسی نجیب ترین و نورمال ترین اقوام در کره زمین هستند ، از نیروی جنسی ویژه ای بر خوردارند که نه مرز سنی میشناسد و نه مرز های دیگر ، حرف ندارند ، از تمام مردهای کره زمین قوی ترند . دست رستم دستان را هم از پشت بسته اند …..
واکنش اکثر خانمها در جواب این سوالات کاملا متفاوت است .
دوست ندارند جوابی صریح به این سوالات بدهند ، جوابهاشان صریح و مفهوم نیست ، در خودشان می پیچند ، غالبا اظهار میکنند که : از ما دیگه گذشته ، ما که مثل این خارجی ها نیستیم ،،، وای خانوم ما پسر و دختر بزرگ داریم ، جدا میخوابیم – پناه بر خدا – اصلا به اینا چه ؟ پولمون رو بدهند بریم ،،،،پول نفتمونه ….و از این قبیل . (لازم به توضیح که برخی از ما پارسی زبانان مقیم تورنتو ، کانادایی هایی را که جد اندر جدشون در تورنتو بودند خارجی میدانیم …..)
البته یک مورد متفاوت هم داشتم ، آقایی ازشرکت بیمه برای از دست دادن نیروی جنسی اش مبلغ هفتاد هزار دلار ادعای خسارت کرده بود ،،،
این اقا ادعا کرده بود که از پشت به ماشین اش زدند ، و از ان لحظه به بعد نیروی جنسی اش را بطور کلی از دست داده در حالیکه کارشناس بیمه جز یک لاستیک پنچر ، علامت دیگری بر بدنه ماشین اش گزارش نکرده بود ، وکیل این اقا برای اثبات ادعایش از چندین متخصص برای ایشون وقت گرفته بود و متاسفانه من در این جلسات هم مترجم ایشون بودم ، هم خواهر ایشون ،،،، ، امیدوارم یک چنین نان خوردنی نصیب دشمنتان هم نشود ، – من از اینکه مرتب مجبور بودم خواهر ایشون باشم قد به قد آب میشدم ، این اقا هر حرفی سرزبانش میامد با این جمله که خانوم شماهم خواهر ما هستید با بی پروایی رها میکرد ، در حالیکه میتوانست تقاضا کند مترجم اش مرد باشد و اختیار با خودش ووکیل اش بود .
یکی از موارداین بود که دکتر ازاو پرسید : تو زن داری ؟- جواب داد نه . دوست دخترداری ؟ نه – با دختران اجاره ای یا روسپی ها در ارتباط هستی ؟ نه – پس از کجا میدونی نیروی جنسی اتو از دست دادی ؟ گفت خانوم شما جای خواهر منی ولی به این دکتر بگو تو هم مثل من مردی میفهمی ، آدم وقتی تو خیابون یا قطار چشمش به یک جفت پای زن میافته و ،،،،،،،،،، از بعد از تصادف دیگه نمیشه ……
یکبارهم در یکی از این جلسات آزمایش کتبی با مرد قوی هیکلی در اطاق تنها بودم ، آقا کلافه شده بود و یکنفس نق میزد که که از کارو زندگی باز ماندم ، بااین مزخرفات وقت مارو میگیرن ،،،( در حالیکه از همان شرکت بیمه خسارت بیکاری میگرفت ) تکرار سوال خودکشی بیشتر کلافه اش کرد و عصبانی شد ، از جا دررفت و گفت ، خانوم احترامت جای خود ولی اگه یدفه دیگه از من اینو بپرسی خودمو و خودتو از این پنجره
پرت میکنم پایین …. محض اطلاع باید ذکر کنم که ما در طبقه یازدهم یک عمارت بودیم ،،،،،
پس از اتمام کار و خداحافظی در پارکینگ ، ایشون از من پرسید خانوم شما مشروب چی دوست داری ویسکی تکیلا ، کنیاک ؟ فکر کردم قصد دعوت از من رو به بار داره ، سوگورمه هارا در هم کردم ، صندوق عقب ماشین رو باز کرد، پر بود از بطری های باندرول شده مشروب ، با ملایمت به من گفت خانوم بدت نیاد ، اجر زحماتت ، من شغلم اینه ، اینجا لامصبا به جوونا مشروب نمیفروشن ، ماهم جوون بودیم شب و نصفه شب دورهم جمع میشن طفلکا میخوان حال کنند به من تلفن میزنند ، براشون دلیوری میکنم ،،،

 

ایرکانیوز _ Iranian Canada News

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *