فیلسوف آزادی آیزا برلین Isaiah Berlin

فیلسوف آزادی Isaiah Berlin
بیست سال پس از مرگ آیزایا برلین:گزارشی از اندیشه او و ورودش به ایران
پنج شنبه 14 دسامبر2017 – 23 آذر 96
نوید کلهرودی:
مقدمه
مکتب انگلیسی در اندیشه سیاسی ویژگی بارز و مشخصی دارد و آن همانا فردگرایی است.نومینالیسم فلسفه ای نام گرا است که به امور کلی اعتقاد ندارد و معتقد است امور کلی تنها نام هستند.نومینالیست ها معتقدند انسان به منزله ی یک موجود حقیقی و کلی وجود ندارد.معیاری برای اندازه گیری و قضاوت هیچ چیزی وجود ندارد و بنابراین اساسا چیزی به نام جامعه معنا ندارد.جامعه متشکل از تک تک افراد است و آنچه مهم است خود فرد است.اما این نگاه فردانگاری و ضد کلیت گرایی در عالم فلسفه سیاسی پیامدهایی نیز دارد.فلسفه عموما در مورد مسائل کلی سخن می گوید و مفاهیم کلی را به بحث و اشتراک می گذارد بنابراین آنگاه که ما به مفاهیم کلی اعتقاد نداشته باشیم عملا به فلسفه نیز اعتقادی نداریم.فیلسوفان مکتب انگلیسی و معاصران آنها همگی فیلسوفانی بودند که فاشیسم را تجربه کردند.آنها به شدت با هرگونه کلی سازی و اسطوره سازی مخالفت می کردند چرا که معتقد بودند همین اسطوره سازی ها موجب شکل گیری فاشیسم شده است و بنابراین هیچ مفهوم کلی ئی نباید و نمی شود که ساخته شود.از همین روست که مفهوم آزادی در اندیشه ی فیسلوفان مکتب انگلیسی بسیار پر رنگ است و پیوند میان این مفهوم و مفهوم فرد بیش از هر چیز این نکته را به ما نشان می دهد که آزادی هیچ گاه نباید فدای مصلحت بزرگ تری گردد.
اول:آزادی و مفهوم آن
به نظر می رسد که ما میتوانیم به مفهوم آزادی در دو بازه زمانی بپردازیم.در یک دوره تاریخی آزادی را آزادی باستانیان بنامیم و در دوره ی دیگر آن را آزادی مدرن ها.
آزادی باستانیان:
چنان که مشهور است یونانیان همه چیز را در شهر می جستند.از نظر آنان به خصوص از نظر ارسطو آزادی به معنی مشارکت در جامعه سیاسی است.مشارکتی که لازمه اش دارا بودن سه خصیصه است:مردبودن،آزاد بودن و البته یونانی بودن.بدیهی است که در این قالب زنان،بردگان و غیریونانیان هیچ حقی برای مشارکت در امور پولیس(شهر)ندارند.این نوع آزادی اساسا بر محور عمل خیر بنا شده است و شهروندان با سه شرط بالا موظف هستند که در امور پولیتی مشارکت کنند.
آزادی مدرن ها:
برخلاف آزادی یونیان باستان در تعریف مدرن از آزادی دیگر آزادی نه تنها یک خیر نیست بلکه یک Right (حق) است.در تعریف مدرن انسان ها حق دارند در جامعه سیاسی مشارکت کنند و بر همین اساس آزادی های گوناگونی برای همه انسان ها ترسیم شده است از جمله آزادی بیان،آزادی عقیده و آزادی مشارکت.
به نوعی میتوان گفت سرآغاز اندیشه سیاسی مدرن در مفهوم قرارداد اجتماعی روسو نهفته است.روسو چنان که میدانیم جمله معروفی دارد که می گوید:انسان ها آزاد متولد شده اند اما همه جا به زنجیر کشیده شده اند.پیامد این تعریف روسو از آزادی این است که حالا هم زنان و مردان از همان بدو تولد آزاد هستند.
تلقی روسویی از مفهوم آزادی و پیامدهای آن:
در نظام های سلطنتی مطلقه پادشاهان استدلالی داشتند مبنی بر اینکه تنها آنان حق تصمیم گیری دارند.با گذر زمان و شکل گیری اندیشه سیاسی مدرن انسان ها به تدریج خودشان را از قید و بندهای نظام سلطنتی رهانیدند.
پس از فروپاشی سلطنت های مطلقه اما فیلسوفان به بدین فکر افتادند که باید نظامی جدید ایجاد کنند.در این نظام جدید باید قوانینی وضع می شدند.روسو معتقد بود باید برمبنای عقل قانون گذاری کنیم و سپس از آن اطاعت کنیم.او آزادی را اطاعت از قانونی می دانست که خودمان وضع کرده ایم نه پادشاهان و نه اربابان و نه حتی خدایان.به تعبیری میتوان گفت از دل این نگاه روسویی که دو مفهوم عقل و آزادی را یکی می داند چیزی جز فاشیسم بیرون نمی آید.اما این تعبیر روسو از آزادی به طور کلی دو راه را در طول تاریخ طی نمود:
الف)دولت ایده آلیستی کانتی و ایده آلیست هایی مثل جان راولز
ب)بازنمودن راه فاشیسم برای هیتلر و دیگران که در حقیقت اندیشه دولت پرستی هگلی نیز از همین جا ناشی می شود.
مفهوم آزادی مثبت:
تا پیش از برلین کسی تعاریف متعدد از آزادی را در دو قالب مثبت و منفی دسته بندی نمی کرد.در یک طرف فیسوفانی اعتقاد داشتند آزادی واقعی آزادی مثبت است.این گروه استدلال می کردند که انسان ها آزاد متولد شده اند بنابراین به دلیل همین آزاد متولد شدن هر عمل و کاری از جانب آنها نیز عین آزادی است.چنان که گفتیم روسو در همین تقسیم بندی قرار میگرفت و تصویب و تعیین هر قانونی را با همین استدلال عین آزادی می دانست.نظریه پردازان آزادی مثبت همچنین به مفهوم شهروندی تاکید بسیار دارند از دید آنان یکی دیگر از مفاهیم مهم در آزادی مثبت مفهوم اتونومی یا خود آیینی است.به عبارتی چنان که اشاره شد این خود افراد هستند که قانون وضع می کنند و پس چون قوانین مصوب خودشان بوده است از آن اطاعت می کنند.مدافعان امروزین آزادی مثبت نیز مداخله دولت را از اصلی ترین الزامات این آزادی می بینند.آنها معتقد هستند دولت وظیفه دارد موانع رشد اخلاقی فرد مثل بیکاری و اعتیاد را از بین ببرد و دولتی باید وجود داشته باشد تا از حقوق افراد دفاع کند.در طرف دیگر طرفداران آزادی منفی قرار دارند طرفداران آزادی منفی در برابر استدلال طرفداران آزادی مثبت مبنی بر اینکه با شکل گیری نهادها خود به خود آزادی نیز فراهم می شود از آنان می پرسند که چه تضمینی وجود دارد تا در درون این ساختارها آزادی افراد تامین شود؟ به عبارت دیگر چه تضمینی وجود دارد که در این چارچوب این لویاتان آزادی آدم ها را از بین نبرد؟ منفی ها همچنین عموما به قدرت بدبین هستند.از منظر طرفداران آزادی منفی یک شر ضرور و لازم است اما باید حداقلی و کوچک باشد و اگر دولت بزرگ باشد محدودیت ها برای انسان ها بیشتر خواهند شد. هایک،نوزیک،جان لاک و خود برلین چنین نگاهی به مقوله ی دولت دارند.
برلین و مفهوم آزادی منفی:
این فیلسوف انگلیسی در «چهارمقاله در باب آزادی» آزادی های مثبت و منفی را از هم تفکیک می کند.از نظر او آزادی مثبت بدین معناست که انسان ارباب خودش است و کسی به ما به عنوان یک انسان برای انجام دادن یا ندادن کاری دستور نمی دهد و این عقل خود ما به عنوان انسان است که تصمیم می گیرد باید چه کاری را انجام دهد.برلین اما آزادی منفی را اینگونه معنا می کند که هیچ کسی در کارهای من به عنوان یک انسان حق دخالت ندارد و هر کسی خودش سرنوشتش را تعیین می کند.
برلین به پلورالیزم ارزشی و پلورالیسم در لیبرالیسم اعتقاد دارد.از نظر او ارزش های لیبرال متعارض و متفاوت با یکدیگر هستند.این نظر او درست در مقابل اندیشه دیگر لیبرال ها قرار میگیرد که نظام لیبرالی را نظامی یک پارچه و بدون تعارض می دانند.
نقد برلین به کانتی ها:
برلین به ساده سازی امور توسط کانتی ها نقد جدی دارد.از نظر او کانتی ها امور را به شکل ساده شده ای در می آورند و به دیگران نشان می دهند و نظام فکری جهان از نظر آنان بدون هیچ گونه تناقضی است.برلین معتقد است نمی توان به شکل همزمان از ارزش های مختلفی مثل عدالت و آزادی دفاع نمود و هیچ نظامی نمی تواند همه ی این ارزش ها را در کنار یکدیگر و همزمان با هم داشته باشد و از همین روست که به طور مثال میان آزادی و عدالت باید یکی را انتخاب کنیم.
برلین و نادیده گرفتن فلسفه
چنان که در مقدمه نیز اشاره شد برلین نیز در سنت فیلسوفان انگلیسی جای می گیرد که چندان برای فلسفه شان و اعتباری قائل نیستند.از نظر برلین فلسفه کارش توضیح گوهرجهان نیست بلکه کارش درمان است.فلسفه چیزی ندارد که به ما تقدیم کند بلکه ای بسا فلسفه بیشتر دنبال گرفتن چیزی از ما نیز باشد.از آنجایی که فلسفه انگلیسی به طور کلی فلسفه ای تحلیلی است بنابراین از اساس نمی تواند با فلسفه به معنای عام آن موافقی داشته باشد.برلین و دیگر فیلسوفان این مکتب تاکید می کند که ما به عنوان انسان باید معقول زندگی کنیم و بنابراین باید ذهن هایمان را از قالب هایی که مستدل نیستند خالی نماییم.
برلین همچنین از اساس با اینکه جهان دارای الگویی منظم است مخالفت می کند.او انتخاب یک عقلانیت به مثابه ی یک کل را به شدت رد می کند و از عالم مثل افلاطونی گرفته تا تاریخ به مثابه یک کل معنی دار هگلی را از اساس رد می کند و درست در همینجاست که چنان که گفتیم همزمانی پذیرش همه ی ارزش ها با هم توسط مردم و نظام سیاسی را رد می کند.
ایرانیان و آشنایی با برلین:
ایرانیان خیلی دیر با برلین آشنا شدند.سنت فکری سیاسی ایرانیان در طول دهه های چهل و پنجاه و حتی شصت و هفتاد همواره سنت فکری چپ بود و مشخص است که در این فضا جایگاهی برای طرح نظرات برلین باقی نمی ماند.با این وجود حمید عنایت در سال ۱۳۴۷ و در مقاله ای به تقسیم بندی مشهور برلین از آزادی مثبت و منفی پرداخته است.سال ۱۳۴۹ نیز حسن کامشاد با ترجمه ی تاریخ چیست؟ از ای.اچ کار نقدهای گزنده ی او به برلین را با مخاطبان ایرانی در میان گذاشت.سال ۱۳۶۱ اما اولین آشنایی جدی ایرانیان با برلین با ترجمه کتاب متفکران روس توسط نجف دریابندی رخ داد.هفت سال بعد در سال ۱۳۶۸ نیز ترجمه ای از کتاب چهار مقاله درباره آزادی توسط محمد علی موحد منتشر شد که با واکنش سخت مارکسیست ها در ایران نیز رو به رو گشت.سه سال بعد نیز دکتر رامین جهانبگلو مجموعه گفتگوها و مصاحبه هایش با برلین را تحت عنوان کتابی با نام در جست و جوی آزادی منتشر نمود و کم کم با آغاز دوران اصلاحات در ایران آشنایی ایرانیان با برلین بیشتر گشت.تاکنون عموم آثار مهم برلین همچون :مجوس شمال،ریشه های رومانتیسیم،آزادی و خیانت به آزادی،کارل مارکس:زندگی و محیط،زندگی نامه برلین، قدرت اندیشه و ذهن روسی در نظام شوروی به فارسی ترجمه شده اند و ترجمه ی آنها نیز عموما توسط مترجمان توانمندی چون عبدالله کوثری،عزت الله فولادوند و رضا رضایی صورت گرفته است.
ایرکانیوز- اخبار ایرانیان کانادا -irca news

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *