گفت و گو با ” رها -آوا ” و مهدی رضا نیا – کنسرت بانوان آواز ایران – دلکش و مرضیه Iranian Diva Delkash , Marziye

گفت و گو با ” رها -آوا ” و مهدی رضا نیا – کنسرت بانوان آواز ایران – دلکش و مرضیه   در شهر ریچموندهیل

     Iranian Diva Delkash , Marziye

ایران استار – 5شنبه 24 آگوست 2018 – 3 شهریور 97

 

باز خوانی تصنیف های دو بانوی ماندگار آواز ایران- دلکش و مرضیه – در شهرایرانی نشین ریچموندهیل کانادا

*کنسرت موسیقی اصیل کلاسیک ایرانی توسط هنرمندان ایرانی کانادایی

مصاحبه با رها و مهدی رضا نیا –دو تن از برگزار کنندگان کنسرت

سعید سلطانپور –

همین یکشنبه 26 آگوست 2018 برابر با 5 شهریور 1397 ، در سالن تاترشهر ریچموندهیل ، هنرمندان ایرانی کانادایی به صحنه خواهند رفت و با اجرای جدید ، اهنگها و تصنیفهای دو بانوی ماندگار و پیشکسوت آواز ایران ، دلکش و مرضیه ، را همراه با اهنگهای فولکوریک ، حال و هوای موسیقی سنتی ایرانی را به شهر ایرانی نشین ریچموندهیل ، خواهند اورد.  در این مورد گفت و گویی با مهدی رضا نیا ، سرپرست گروه موسیقی بارید و خانم رها ، خواننده  و از برگزار کنندگان این کنسرت انجام داده ام .  که بنوعی سهم رسانه ای خودمان در حمایت از موسیقی اصیل و هنرمندان با استعداد ولی بدون امکانات مالی ، در مهاجرت را ادا کرده باشیم .

عصر دوشنبه به آپارتمان رضا نیا در منطقه ایرانی نشین تورنتو ، یانگ و شپرد ، میروم و بعداز تمرین گروه ، پای صحبتهای مهدی و رها آوا می نشینم .

 

سعید :  خانم رها ، چند سال کانادا هستید ؟

رها : من 10 سال هست که به تورنتو آمده ام

DSC05981

رها آوا -خواننده

سعید : یعنی از تهران مستقیم به تورنتو . تو تهران هم در زمینه موسیقی و آواز فعال بودید ؟

رها : در ایران ، حقوق قضایی خواندم وکارم د ر همین حوزه کار می کردم .  ولی ردیف خوانی و دستگاه های موسیقی  را در نزد خانم هنگامه اخوان یاد گرفتم سلفژ  ( نت خوانی ) را د رنزد انوشیروان روحانی گذراندم . ولی درآنجا کار موسیقی به صورت حرفه ای نمی کردم . کنسرت داشتیم ، ولی بدلیل محدودیت ها ، عمومی نبود ، در محلهای خصوصی مانند باغات در لواسان و کرج بود که بلیط می فروختند . بیشتر درانجا به صورت تفنن و سرگرمی بود .

anoshirvan rohanidownload

انوشیروان روحانی            هنگامه اخوان

 

سعید :

مهدی ، این روزها در کالگاری مشغول درس خواندن هستی ، چقدر دیگه از دکترا مانده است

 

مهدی رضا نیا :

بله ،  تازه برای این کنسرت به تورنتو برگشتم . 3 – 4 سالی مانده است .

سعید : مگر دکترا چند سال هست ؟ چند سال هم که در یورک فوق لیسانس می خواندی؟

مهدی : من رشته آهنگسازی در یورک خواندم . برای دکترا ، پژوهش موسیقی را انتخاب کردم . برای پژوهش ، علوم انسانی پایه آن هست ، منهم مجبور شدم آنها را بخوانم . فوق لیسانس  گرفتم و وارد دکتر ا شدم .

سعید : چند سالته ؟

مهدی رضا نیا : 40 سال –

سعید :ماشالله ، انرژی هم داری که هی ادامه تحصیل بدهی . آلبرتای سرد ، تاثیری در موسیقی تو نداشته است ، چون تو تورنتو همیشه فعال بودی و کنسرتهای موسیقی برگزار می کردی . آنجا چه می کنی ؟

مهدی رضا نیا : آنجا جامعه ایرانی خیلی کم است . تقریبا فعالیت بیرون از دانشگاهی برای هنر کم است . درس هم دارم بنابراین به چند تا برنامه در سال  خلاصه می شود .

سعید : پس می شه گفت مرکز فرهنگی هنری ایرانیهای کانادا ، تورنتو هست ، البته اگر بشه گفت .

مهدی رضا نیا :

البته من ونکوور را ندیدم ولی شنیدم که فعالیت های هنری موسیقی در آنجا زیاد است . ولی فکر می کنم بچه های موسیقی در تورنتو بیشتر هستند .

سعید : آیا واقعا ما مکتب موسیقی خاص تورنتو و یا کانادا داریم ؟

مهدی رضا نیا :  برنامه های زیادتری در تورنتو هست .

سعید : به عنوان کسی که هم در بخش دانشگاه و مردم ، ( برگزاری کنسرت موسیقی اصیل و یا تلفیقی ) حضور داشته ای ، آیا موسیقی اصیل ایرانی در تورنتو ، نهادینه شده است ، آیا حضور شما ها ، تاثیری جدی در رشد آن داشته است . با توجه به اینکه اینجا محدودیت های ایران را ندارد . شاگردهای مشهوری تربیت شده باشد .

مهدی رضا نیا :سوال خوبی است . موسیقی کاملا ایرانی ، نیاز به بسترش دارد . استادان بزرگ حتی مانند اقای لطفی وقتی از کشور خارج می شوند ، دیگر نمی توانند آن کار ها را در اینجا انجام بدهند . حالا ما که استاد نیستم ، بالطبع روی ما هم تاثیر دارد . نسلی که از ایران بیرون می آید اگر بخواهد ان کار را تولید کند . دیگر نمی توانند به آن اندازه رشد کنند .  اینجا موسیقی ای رشد می کند که نماینده ایرانی مهاجرباشد.  ایرانی مهاجررا باید تعریف کرد . .یعنی تعریف خاص خودش را هم دارد . یعنی باید خصوصیات فرهنگی  کانادایی داشته باشد هم   خصوصیات فرهنگ ایرانی را داشته باشد .  موسیقی اش هم مطابق با ان نیازه ها باشد . من در تیرگان گذشته ، چند نمونه خوب را دیدم که اگر بتوانند ادامه بدهند می تواند یک موسیقی خوب مهاجر باشد .  البته شرایط برای موسیقی سخت است . یعنی بعداز یک کنسرت ، بعضی وقتها تا 6 ماه همدیگر را نمی توانند ببند .

سعید : من تخصصی درموسیقی ندارم ولی  آگهی های زیادی را می بینمو یا در معارفه ها از لفظ استاد استفاده می شود . افرادی که بسیار جوان هستند ، یعنی باید کسی نابغه موسیقی باشد که در سن جوانی ، به استادی رسیده باشد .  یعنی براستی ما اینقدر استاد موسیقی داریم و یا اینکه مبالغه ها و تعارفات ایرانی هست .؟ اگر اینقدر استاد داریم چرا موسیقی ما در مهاجرت در تورنتو در این سطح قرار دارد ؟

مهدی رضا نیا :   کلمه استاد این روزها دیگر بار و مفهوم سابق خودش را ندارد . تا یکی دو دهه بعداز انقلاب ، مشخص بود که استاد چه کسی هست ؟چه کسی استاد خواهد شد ؟ ولی آن واژه ها تغییر کردند . هرکسی که چند سال درس موسیقی بدهد و معلم موسیقی باشد ، شاگردانش به وی لفظ استاد می گویند .   یک نوازنده تار که مهاجرت می کند مجبور است با گروه های غیر ایرانی هم همکاری کند و بنوازد . سازش به صورت یک ابزار می آید . در عمل سلسه مراتبی که برای استادی لازم است ، کنار می رود . مثلا فرامرزپایور استاد سنتور، همیشه یک سبکی را دنبال می کرده و آنرا گسترش میداده است و یا د می گرفته است تا مقام استادی میرسیده است .

رها : یک فرهنگی داریم که به آدمها یک عنوان می دهیم . مثلا آقای مهندس و یا آقای دکتر.حتی در خانه هم به این لقب صدا زده می شود .  . بعضی وقتها به من ” رها ” که پزشکی نخوانده ام را خانم دکتر می نامیدند. این لقب گذاری نابجا ، تاثیرات منفی خودش را دارد . مثلا بعضی وقتها صحبت از کنسرت می شود ، در حالیکه کیبوردی هست و اهنگ زده می شود و مردم هم شام می خورند و تا ساعاتی از شب هم دور هم هستند، می رقصند و لذت می برند . این در حقیقت شب نشینی هست  ،نه کنسرت . هر چیزی یک قالبی دارد .

 سعید :تعریف کنسرت چیه ؟

رها : بنظر من کنسرت ، مجموعه آدمهای اهل موسیقی هست که  یک عده به صورت منظم ، یک خط خاص و هدف  مشخصی و قالب خاصی را در یک مدت زمانی پیگیری می کنند و پیش می روند .

 مهدی رضا نیا : کنسرت خانگی هم داشته ایم . کنسرت جایی هست که بطور جدی به موسیقی گوش داده بشود . تعدادش مهم نیست ، والا می شود مهمانی . ممکنه 5 نفر باشند و یک نفر ساز بزند . مثلا یک نفر می خواهد بدیهه نوازی کند و یا آثار فردی را بزند .

رها : این جمع که برای فرد نوازنده آمده باشند ، باعث رشد و شکوفایی آن فرد می شوند . وقتی مخاطب برای آن موسیقی آمده است  و یا آن موسیقی دان

سعید :  با توجه به این تعریف ، چی شد که تصمیم گرفتی ، کنسرت بگذاری و مهدی رضا نیا را انتخاب کردی . بنظر در محتوا وشکل سخت گیر هستی.

رها : من مدتها بود که در فکر ادای دین به بزرگان موسیقی ایران بودم . نکته جالب این است که وقتی با آقای رضا نیا هم صحبت کردم ، ایشان هم چنین برنامه ای را داشتند . ما در یک نقطه با هم در یک هدف مشخص به هم رسید یم .  برای این کارباید پول ، پشتکار و تجربه را داشت .

سعید : بنظر بغیر از اولی ، پول ، باقیش را دارید

رها :  ( با خنده ) اگر اولی ( پول ) را داشتم میشد خیلی کارها را انجام داد .  تصمیم گرفتیم با هرسختی که بود که اینکار را انجام بدهیم . هنرمندان مختلف که دعوت ما را قبول کردند . نقطه مشترک ما همین اجرا هست. این آرزوی من هست که وقتی از سالن بیرون می روند ، از موسیقی لذت برده باشند .

سعید : چی شد که مرضیه و دلکش را انتخاب کردید ؟

رها : اولا چون من یک زن هستم ، احساسم این بود که از اسطوره های زن  موسیقی ایرانی باشد . با اقای رضا نیا صحبت کردم . البته آهنگهای فولکور خانم سیما بینا در این برنامه هست ولی تمرکز برنامه روی دلکش و مرضیه هست  .

 

مهدی رضا نیا : این یک انتخاب بوده است نه اینکه بهترین خوانندگان بوده اند . اینها آهنگسازانشان از قشرهای مختلف بوده اند . مانند پرویز یاحقی ،یا آقای شیبانی و یا زرآبادی ، به همین دلیل برخی از ترانه هایشان مانند پاپ شده است وبرخی  کلاسیک و هنری تر  شده است..ما اینها را کنار هم گذاشته ایم .   ما د راین برنامه سه تا خواننده داریم . خانم رها که بیشتر خواننده پاپ هستند ، و تجربه زیادی درموسیقی پاپ دارند .

اقای حبیب حسینی که تجربه زیادی در موسیقی کلاسیک دارند و با آقای شجریان هم کار کرده است .  و خانم شهرزاد دستور شناس که آوار کلاسیک غربی اجرا کرد هاست .  اهنگها را کمی تنظیم کرده ام که تکراری نباشد .  علی اورنگی ، نوازنده دف ، صبا یوسفی ویولن – ویرا برمنکو – ویلون – افشن عفتی – نوازنده سولو –دریا زونوزی – سولو و مونا مرادی ، تنبک ، و خانم یانا رقصنده ، یک تجربه جدید موسیقی را به هنردوستان ، عرضه می کنند .

 سعید : آیا نسل جدید با دلکش و مرضیه ارتباط دارند . یا همان نسل های قدیمی تر ها با آن تجدید خاطره می کنند .

 

 مهدی رضا نیا :یک سری از موسیقی ها می ماند ولی شامل همه نمی شود . پینگ فلوید هنوز در بین جوانان ، مخاطب دارد ولی هر نسلی خوانندگان خاص خودش را دارد . یک عده  از نسل جوان ،آهنگهایی را می شناسند  . من فکر می کنم مرضیه و دلکش هنوز برای شنونده ایرانی که دنبال موسیقی  مردمی هنری بگردد ، زنده هست .

 

سعید : دوست داشتی که ترکیب موسیقی غربی با الات موسیقی شرقی را گسترش بدهی ؟

رضا نیا : سنتو را که خود م می زنم . دو تا ویلون نواز دارییم . دهه 40-50 دهه سازویلون بوده است . من این سازها را نگهداشتم ، هارمونی را نگه داشتم  . ساز تنبک را داریم ، ساز های کوبه ای جدید تری که از فرهنگ های دیگر وارد شده است را وارد کرده ام . قدیم تر ها نبود ه است

سعید : ایا این موسیقی ترکیب شده است

رضا نیا : بله  ،مانند واژه هر کسی می توان استفاده بکند

سعید : رها خانم ، با توجه به تجریبات دو کشورایران و کانادا  .  در ایران محدودیت برای   خواننده  و موسیقی دان زن  زیاد هست ، در کاناداآزادی هست  ، پس چرا در اینجا ، شاهد رشد زنان و نامهای بزرگ موسیقی  مهاجرایرانی  نیستیم . شما چگونه این موضوع را تفسیر می کنید .

رها :  من فکر می کنم نسل ما از همه طرف دارد می کشد ، ما د رایران که هستیم هزاران نفر هستند که مشتاق شنیدن اهنگ ها هستند . ما برای مجوز تالار وحدت ، تلاش میکردیم . به ما گفته می شد شما به عنوان خواننده زن باید ، صدای دوم یک خواننده مرد باشی . حتی اگر آن خواننده مرد ، علم و دانش موسیقی را نداند . در ایران ، باید همه نوازندگان و خوانند گان و تماشاچی ها ، زن باشند ، که خوب خیلی شرایط را دشوار می کند . اینجا هر اهنگی بخواهی می توانی بخوانی و هر شعر و ترانه ای  که  می خواهی بسرایی ، ولی متاسفانه مخاطبش را نداری . جامعه کوچک مهاجر با تنوعات مختلف موسیقی .  توصیه من به کسانی که می خواهند در مهاجرت  وارد عرصه موسیقی شوند  این است که اگر عشقش را ندارید وارد آن نشوید . یا باید پول زیاد داشته باشی و یا عشق و علاقه ، که بتوانی به کارت ادامه بدهی .  سخت است در این فضای باز عدم رشد ، حمایت نشدن است . انجمن نداریم . حامی مالی نداریم .

سعید : چرا ندارید ؟   چرا هنرمندان  ما ، منافع صنفی خودشان را هم درک نمی کنند . بحث سیاسی نیست . . اگر 15 تا هنرمند با هم جمع شوند و تشکل صنفی  ،تاسیس کنند ، امکانات بهتری از بسیاری از لحاظ خواهند داشت مثل تخفیف سالن ،  که برای آنان سود مالی دارد ، چرا با هم کنار نمی آیند .

مهدی رضا نیا : یکی از مشکلات  ما  ،نداشتن کار گروهی است . همه کارها بعداز انقلاب همه کارها هرمی بوده است ، یک نفر سرپرست گروه بوده است  این سرپرست هست که تصمیم می گیرد کی ، چی بزند ،کی تک نوازی کند . بقیه هم باید گوش بدهند . . در حالیکه دریک انجمن و اتحادیه صنفی ، حداقل چند تا مسول خواهند بود که مسولیت و قدرت مساوی دارند .  قبلا چند بار جلسه  در تورنتو داشتیم ، ولی به دلیل کمبود تجربه  به نتیجه نرسید . می خواستیم یک برنامه مشخص از نظر دستمزد آموزشی و تفریحات  داشته باشیم . اولین چیزی که سوال می شد چه کسی می خواهد ریس باشد .  وقتی یک صنف درست می شود ، افراد به سمتها انتخاب می شوند و مسولیت و وظیفه مشخصی دارند . در ایران کسی اینجوری در صمنف موسیقی کار نکرد ه و تجربه ندارد . اینجا هم همین طور هست

 

سعید : تجربه کار با موسیقی دانها ی کانادایی را داشتی ، آنها چگونه رفتار می کنند .

مهدی رضا نیا : انجا خیلی مشخص است. هم کار گروهی و هم کار کوچک تعریف شده است .  اهنگ ساز باشی ، صنف اهنگ سازها هست  کار مشخص است. نوازنده باشی ، صنف نوازنده داری ،  چقدر باید دستمزد بگیری ، زمان و کیفیت آن  هم مشخص است . همه هنرمندان ایرانی در این اتحادیه ها و صنف ها عضو نیستند . حداقل 40-50 نوازنده ایرانی هستند که می توانند از حقوق خودشان بهتر دفاع کنند .

سعید : امیدی به بهتر شدن هست

مهدی رضا نیا : بله . چون نسل جدید که د راینجا وارد مدرسه موسیقی   می شوند وکار گروهی  یاد می گیرند . این بچه ها این تجارب را منتقل می کنند . البته یکسری ازمهاجرین نوازنده قابل هم  با  ها از ایران می آیند که دیگر نمی خواهند درس بخوانند ولی تجربه کانادایی را ندارند که می تواند مشکل ساز باشد .

سعید : سالن تاتر ریچموند هیل ، اکثر سال رزرو شده است . ایرانی پولدار ، سرمایه گذار هم کم نداریم ، چرا یک سالن تاتر خصوصی درست نمی کنندکه هم می توانند از دولت کمک بگیرند و هم سود دهی برایشان داشته باشد .  هم برای ایرانیها ی هنرمند ، بهتر خواهد بود

رضا نیا : کلا کاسبی هنری در ایران در این چهل سال کم بوده است . ایرانیها تجربه در این زمینه نداشته اند .

سعید : شما 6 ماه هست برای این کنسرت تمرین می کنید تنها برای یک شب ، زیرا شبهای دیگر رزرو شده بود . خوب اگر این امکان بود که چند شب دیگر  هم اجرا باشد و یا در شهرهای دیگر این اجرا برگزار شود ، مخاطب بیشتر ، کیفیت بالاتر و تجربه قوی تری  بدست می آید.

رها :  برمی گردیم به مسله پول

رضا نیا : البته فقط  پول نیست . باید سیستم اینجا را یاد گرفت .  . اگر با سازو کار های کانادایی بیشتر آشنا شویم ، می توانیم کمک های دولتی بیشتری برای هنر بگیریم که بالطبع در رشد موسیقی ما تاثیر مثبتی دارد .

سعید : پولدارهای ایرانی کم نیستند ولی  چرا از هنر خیلی کم حمایت مالی می کنند .

رضا نیا :  در مقایسه با جامعه کانادایی ، خیلی کمتر حامی مالی برنامه های هنری وجود دارد .

سعید : افراد توانمند جامعه ایرانی کانادایی ،خیلی راحت می توانند با استفاده از معافیتهای مالیاتی ، یک تاتری راه اندازی کرد و اسم خودشان را هم روی آن بگذارند ،هم فرهنگ را توسعه می دهند و هم نامشان برای نسل های بعد هم  یادگار می ماند ، ولی متاسفانه در این 30 سال مشاهده نشده است . 

رضا نیا : مقایسه کلی بکنید . وقتی بروشورهای سالن مهم روی تامپسون هال را بخوانید ، نام تمامی حامیان مالی ، در آن ثبت شده است . در پوسترهای کنسرت ها ، اسامی تعداد قابل ملاحظه ای پزشک دیده می شود . کمتر پزشک ایرانی ، علاقه ای به حمایت مالی از برنامه های هنری دارد . من صحبت از یک دوره 6 ماهه و یا یکساله دارم .

سعید :  فکر می کنم درصد قابل ملاحظه ای از توانمندهای ایرانی ،تازه به دوران رسیده تلقی بشوند و آگاهی حمایت از هنر و فرهنگ  در مهاجرت و نسل های بعدی را ندارند .

رها : چطور می توانیم موزیکی داشته باشیم که جوان 20 ساله ایرانی که عاشق غذاهای فست فود هست ، به کلاب می ره و موزیک غربی گوش می دهد ، من فکر میکنم همین کارها ، همین کنسرت ها ، همین تنظیم های جدید آهنگ توسط آقای رضانیا ، می تواند به یافتن مخاطب جدید از نسل جوانتر مان ، کمک کند .

چقدر خوب می شد که یک ایرانی در شهر ایرانی نشین ریچموندهیل ، یک مرکز هنری  داشت ، ولی  وقتی می بینم که رستورانهای ایرانی ، بعداز چند سال بدلایل مختلف ، به سختی دوام می آورند .، کمتر سرمایه گذاری ایرانی ، اقدام خواهد کرد . در هرحال فرهنگ سازی خیلی مهم و زیرپایه است .

سعید : منطقه یورک در 10 سال آینده ، یک میلیون نفر به آن اضافه خواهد شد . یعنی از نظر اقتصادی و سرمایه گذاری ،پتانسیل قوی خواهد داشت . نیاز به مرکز فرهنگی و هنری است .  این منطقه بزرگ و شهر ریچموندهیل فاقد تاسیسات تفریحی برای جوانان و خانواده ها هست . نیاز به یک عزم مصمم و عرق ملی دارد .

سعید : برنامه بعدیتان چی خواهد بود . قیمت بلیط ها  چقدر هست ؟

مهدی رضا نیا : قرار است این برنامه را در آلبرتاو اتاوا نیز اجرا کنیم . قیمت بلیط یکشبنه از 40 دلار شروع می شود. برای تهیه بلیط به سوپرهای ایرانی در پوستر ویا ” ایونت برایت ” مراجعه شود. تلفن تماس هم هست 6479791560

Eventbrite

مر

سعید : تشکر ازوقتی که دادید . برایتانآارزوی شبی خوش با موسیقی دلنواز ایرانی و آواز ایرانی ، در برنامه  یکشنبه شب دارم .

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *